
اگر كفار چنين بگويند و ما را مغلوب و محكوم خود كنند كه علماي شما آنچه را كه ميخواستند كردند، و هركه را در برابر و مخالف خود ديدند كشتند. ميگوييم: اگر سازمان ملل كه دم از حمايت از حقوق بشر ميزند راست ميگويد كاري با دولتهاي ضعيف نداشته باشد و در ضعف و ناتواني آنها نكوشد و مانع پيشرفت آنها نشود. اگر راست ميگفتند جنگ جهاني دوم را به راه نميانداختند. آنها نه تنها با دفتر شرع، كه با دفتر عقل و عقلا نيز مخالفت دارند.[1]
*اگر گردن مرا هم ببريد ...
البته محرمات، تنها زنا و قمار و شرب خمر نيست گاهي يك امضاي بيجا كه مقدمات و زمينهي آن را هم ديگران زحمت كشيده و به دست انسان ميدهند موجب از بين رفتن اعراض و نفوس ميشود و به مراتب از آن بالاتر است. از ما انتظار نميرود كه گناهاني از قبيل شرب خمر را در خيابان مرتكب شويم، چون اين كار گذشه از ترس خدا، يك نوع جنون و بي عقلي است و لذا از ما صادر نخواهد شد. كاردار بريتانيا در اطاق خصوصي و شخصي آقا سيد محمد كاظم يزدي رحمه الله عليه وارد شد تا از او امضا بگيرد كه مردم بر له انگليس و عليه دولت عثماني جنگ كنند و هفت تير خود را همه به ايشان نشان داد و ايشان را تهديد نمود.
ايشان چون زبان انگليسي نميدانست، با اشاره دست به گلوي خود برد و كشيد و به او فهماند كه: اگر گردن مرا هم بزني حاضر نيستم امضا كنم. كاردار ديد كه كشتن و ترور ايشان براي او امضا نميشود لذا ايشان را رها كرد و از منزلشان بيرون آمد.[2]
*تا قرآن در دست مسلمانان است
شنيدهايم كه در مجلس شوراي پاريس يك نفر از نمايندگان در حاليكه نطق ميكرد و قرآن را به دست گرفته بود گفت: «تا اين كتاب در دست مسلمانان است نميتوانيم بر آنها حكومت كنيم» تاييد اين مطلب آنكه 300 سال پيش در پيمان نامه يكي از سردمداران فرقههاي اسلامي آمده است: "بايد مصحف، نقص شود و به غير عربي ترجمه گردد. "[3]
قرار است حكومت دولتهاي اسلامي به دست خود مسلمانان باشد و كفار به واسطهي دست نشاندههاي خود برما سيطره داشته باشند زير روشن است كه ترجمه قرآن ديگر قرآن نيست. مقصودشان اين است كه قرآن در دست مسلمانان نباشد تا برآنها حكومت كنند، يعني قرآن نظير همين تورات و انجيل فعلي باشد كه به زبان فارسي هم ترجمه و چاپ شده است. و نيز قرار است آيات برائت از مشركين و سبّ و لعن كفار از قرآن اسقاط گردد. و فقط آيات مربوط به خدا پرستي باقي بماند، مثل تورات و انجيل فعلي و گاهي هم شنيده ميشده كه ميگفتند: آيات منتخبه به جاي قرآن چاپ شود تا اينكه كل قرآن در دستها نباشد[4] يعني:«لا يبقي من القرآن الا درسه{رسمه}»[5]
از قرآن به جز درس آن{عكس آن} باقي نميماندالبته در اين صورت درس قرآن هم نميماند بلكه درس بعض قرآن ميماند نه تمام قرآن!آيا نبايد اين مطلب را هميشه عنوان كرد تا مسلمانان بيدار شوند؟ بايد مسلمانان را تنبه دهيم كه استعمار گران و كفار خيال دارند كه از هر راهي و به هر وسيلهاي كه شده قرآن را از دست آنها بگيرند. الان يكي از حكومتها اسلامي قرآن چاپ ميكنند و ديگران نميتوانند قرآن را چاپ كنند.[6] معلوم است چيزي را كه خودشان به دست مسلمانان دادهاند خودشان هم ميتوانند پس بگيرند يا تغيير دهند. ابتدا هيئت اجتماعيه قرآن را ميگيرند و به صورت اجزا و جزوات به دست مسلمانان ميدهند و كم كم آن اجزا را هم از دستشان ميگيرند. يا ابتدا آيات منتخبه و مجموعهاي از مواعظ و حكم و تاريخ و قصص قرآن و در نتيجه قرآن ناقص را به دست مردم ميدهند، بعد همان را هم به آساني از دست آنها ميگيرند. ما هم با همهي بيداري و توطئههاي دشمنان در خوابيم، پس كي بيدار ميشويم تا ببينيم دشمن عليه ما چه ميكند؟[7]
*تنافي ميل به مقصود با اهتمام نداشتن به امور مسلمانان
آيا ميتوانيم سالم بار به منزل ببريم و در عين حال به امور مسلمانان و مومنين بي تفاوت باشيم؟آيا امكان دارد بدون اهتمام به امور مسلمانان، به مقصود برسيم؟[8]
*نقشه ابرقدرتها و استعمار گران براي تسلط بر مسلمانان
يكي از نقشهي كفار اين است كه پسرها و دخترها از پدرها ومادرها جدا شوند و مردم را از روحانيون جدا و به آنها بدبين كنند، ولو به اين صورت كه افرادي به لباس روحانيت ملبس كنند تا در ملاعام و مجامع عمومي كارهاي خلاف انجام دهند و مردم از روحانيون بيزار شوند. همچنين قرآن به دست مردم داده نشود بلكه ترجمه آن به مردم دادهشود – ترجمه قرآن كه قرآن نيست - و نيز ميخواهند روحانيون و اهل علم را از منابع اصلي و كتاب و سنت و معنويات و مدارك ديني جدا كنند و به خيال خودشان اتصالات و اسنادها را پاكسازي و تهذيب كنند كتاب و سنت را كه سلاح آنها است از دست آنها بگيرند.اي كاش ميفهميديم كه گرگها برما هجوم آوردهاند و دارند ما را ميخورند! ما بايد به كفار سوء ظن داشته باشيم و با آنها اَوِدّاء و اَخلّاء نباشيم[9]، و از حقشان بترسيم چه برسد به باطلشان؛ زيرا آنان حق را تور و وسيلهي صيد و شكار ما قرار ميدهند. خدا كند بفهميم كه صلاح دين و دنياي ما تمسك به انبياء و اولياء عليهم السلام است. و جدايي از آنها به صلاح دين و دنياي ما نيست، و اينكه كفار بعد از گرفتن دين ما دنياي ما را هم از دست ما ميگيرند.[10]
-----------------------
[1] . در محضر حضرت آيت الله بهجت، ج 1 ، ص 316
[2] . همان، ص 319
[3] . منظور ارائهي ترجمه تنها بدون متن عربي قرآن است
[4] . درموردمطالب ياد شده ر.ك: خاطرات مستر همفر
[5] . ر.ك: مستدرك الوسايل، ج 11، ص 376
[6] . منظور اين است كه چاپ قرآن عمدتا در دست اين حكومت است.
[7] . درمحضر حضرت آيت الله بهجت، ج 1 ، ص 30
[8] . همان، ص 51
[9] . محبان و دوستان
[10] .در محضر آيت الله بهجت، ج1، ص 147
برگرفته از كتاب در محضر آيت الله العظمي بهجت
به گزارش پايگاه اطلاع رساني مقام معظم رهبري، متن پيام به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
انالله و انااليه راجعون
با دريغ و افسوس فراوان خبر يافتيم كه عالم رباني، فقيه عاليقدر و عارف روشن ضمير حضرت آيتالله آقاي حاج شيخ محمد تقي بهجت (قدس الله نفسه الزكيه) دار فاني را وداع گفته و به جوار رحمت حق پيوستند. براي اينجانب و همه ارادتمندان آن مرد بزرگ اين مصيبتي سنگين و ضايعهاي جبران ناپذير است. ثلم في الاسلام ثلمه لا يسدها شي.
آن بزرگوار كه از برجستگان مراجع تقليد معاصر به شمار ميرفتند معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمه فيوضات معنوي بي پايان نيز بودند. دل نوراني و مصفاي آن پارساي پرهيزگار آينه روشن و صيقل يافته الهي و كلام معطر او راهنماي انديشه و عمل رهجويان وصالحان بود. اينجانب تسليت صميمانه خود را به پيشگاه حضرت بقيه الله (ارواحنا فداه) تقديم ميدارم و به حضرات علماي اعلام و مراجع عظام و شاگردان و ارادتمندان و مستفيضان از نفس گرم و به ويژه به خاندان مكرم و آقازاده ارجمند ايشان تسليت عرض ميكنم و براي خود و ديگر داغداران از خداوند متعال درخواست تسلي و براي روح مطهر آن بزرگوار طلب رحمت و مغفرت ميكنم.
والسلام عليه و رحمه الله
سيد علي خامنهاي
27 ارديبهشت 1388
23 جمادي الاولي 1430
منبع : استقامت

