
(( وقنی به آنها گفته می شود در زمین فساد نکنید، آنها می گویند ما چیزی جزء مصلح نیستیم، آگاه باشید که آنها مفسد هستند مام نمی دانند و بی خبرند))]سوره بقره آیه 11[
یکی از روش هایی که جبهه اصلاحات برای پیروزی در انتخابات مجلس پیش گرفته است تغییر مواضع و گاها انکار مواضع سابق خود است مانند اینکه کسانی که در مجلس ششم خود جزو متحصنین در مجلس بودند امروزه خود را از مخالفین آن کار معرفی می کنند و ... اما جدیدترین این تغییر مواضع را می توانیم در شعار انتخاباتی جبهه اصلاحات ببینیم، ((مقابله با تحجر و دفاع از اندیشه های امام ))
شکی نیست که اصلاحات واقعی با وقوع انقلاب اسلامی آغاز شد اصلاحاتی که آرمان آن اسلام ناب محمدی است نه به آغوش امریکا رفتن و به تعبیری دیگر اسلام امریکایی، اصلاح طلبانی که نه تنها اصلاحات را تعریف نکرده اند بلکه آن را در لفظ اصلاحات و بازی با احساسات مردم خلاصه کردند.
این بار نیز اصلاح طلبان با شعار "مقابله با تحجر و دفاع از اندیشه های امام (ره) وارد عرصه و میدان شده اند، اگر تاریخ را ورق بزنیم می بینیم در هر انقلابی گروههایی به انقلاب می پیوندند که تعدادی از آنها افرادی هستند که انقلاب را خوب نکرده و با آن همراه شده اند که در مسیر حرکت یکی یکی قطار انقلاب پیاده می شوند اگر نگاهی به شعار جدید این گروه بیندازیم می بینیم که تحجر مورد نظر این گروه زنده کردن دوباره اندیشه های امام است که تمام رساناهای غربی نیز به آن ادعان دارند و از زنده شدن دوباره افکار خمینی ئم می زنند . بی مناسبت نیست که مصادیقی از کارهایی که اصلاح طلبان در دوره گذشته برای زنده کردن اندیشه های امام انجام دادند اشاره کنیم:
ملی-مذهبی ها؛ امام در مورد این گروه می فرمود اینها مطرود جامعه هستند و فرمودند که به دلیل انکار ضروریات دین مرتد هستند، ایشان باررها می فرمودند که ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم ما تصمیم داریم پرچم " لا ا... الا ا... " را بر قلل رفیع کرامت به اهتزاز در آوریم و می فرمودند که : اگر اینها بر سر کار بودند دست ذلت به سوی دشمنان دراز می کردند کسی تصور نکند کا ما راه سازش با جهان جهانخواران را نمی دانیم ولی هیهات که خدمان ملت به به ملت خود خیانت نکنند. همگان در دولت اصلاحات شاهد رابطه تنگاتنگ با ملی-مذهبی ها (ملی-لامذهبی ها) بودیم بالاخره آقای خاتمی باید تکلیف خود را با این جریان روشن کند و نظر صریح را برای مردم ایران ابراز دارد.
حذف نام امام (ره)؛ تا سال 81 مسئولین هواپیمایی جمله ای را که ابتدای هر پرواز توسط هر مهماندار قرائت و در آن بنیان گذار انقلاب و شهدا ادای احترام می شد ، حذف کردند –مشخص است که حذف نام مقدمه ای برای حذف مرام امام بود .
اهانت به حضرت ولی عصر در نشریه ای منتسب به آنان به نام "موج نو".
درج کاریکاتور موهن از امام خمینی (ره) در سال 81.
تعرض به احکام دین؛ مانند اظهار نظر یکی از اعضای دفتر تحکیم وحدت به نام "سعید رضوی" که گفته بود: می توان به به جای خواندن دو رکعت نماز صبح دقایقی را تمرکز کرد.
همین شخص گرامیداشت شهدا را مورد هجمه قرارداد و از گرامیداشت مشتی استخوان سخن راند الیته این کار به اینجا ختم نشد و این آقا مزد کار خود را هم گرفت و توسط وزارت علوم دولت دوم خرداد با پول بیت المال به خارج از کشور اعزام و مشغول به تحصیل شد. سخن کوتاه!!! ما مانده ایم که قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را در نهایت چند دستور بهداشتی را به خدمت شما عزیزان عرضه می داریم:
1-نباید آتاتورک ها را که با شعار ((حریت)) و ((آزادی خواهی)) وارد عرصه سیاسی می شدند و کم کم نشانه های دین را از بین بردند فراموش کنیم .
2- افراد را بر اساس معیار حق و پیشینه کاریشان سنجش کنیم و بر اساس شعار.
3-مواظب باشیم که افرادی برای ما به ارزش تبدیل نشوند که آفت هر انقلابی تبدیل شدن افراد به ارزشها است.
<<فریدون محبی>>
ت
امام خمینی(ره):
تکلیفی که به همه ملت متوجه است، به زن و مرد و آن کسی که به حد رای دادن قانونی رسیده است، واجب است این مساله که در پای صندوقها ... حاضر بشوند و رای بدهند، چنانچه سستی بکنید کسانی که می خواهند این کشور را به باد فنا بدهند، ممکن است پیروز بشوند . باید همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مکلف همانطور که باید نماز بخواند، همانطور باید در سرنوشت خودش را تعیین کند.(11/4/60)
تصمیم به حضور در انتخابات و نگاهی خرد ورزانه به حق و تکلیف رای دادن و در مرحله دوم داشتن معیار و میزانی صحیح ، جان مایة نگاه آگاهانه به سرنوشت سیاسی خود و کشور است . بی گمان انتخابات مجلس با توجه به جایگاه قانون گذاری و تصمیم سازی این نهاد حساسیت کار را دو چندان خواهد نمود .
اما معیار ها کدامند ؟
ارزش و ارزش ها ، مبنای تصمیم گیری در این زمینه است ، ارزشی بودن از سویی ریشه در صلاحیت فردی مومنانه کاندیدا ها دارد و از سوی دیگر تعمیم این نگاه خدا باورانه به زندگی اجتماعی انسان است . ارزش بودن افراد با توجه در معرض ریزش و رویش بودن این صفت باید در تداوم مسیر حرکت فرد به اثبات در آید . اینکه امام (ره) میزان را حال افراد می دانند به این نکته اشاره دارد که ارزشی بودن صفتی پایا نیست که همواره عطف به ما سبق گردد .
دانش ، نیز به مانند ارزش نیازمند تعریفی کامل و جامع است . از دانش به شناخت مراد می کنیم و نوعی اجتهاد سیاسی ؛ دانش پلی است بین اجتهاد دینی بر مبنای اصول کتاب و سنت در عرصه نظر و عمل اخلاقی در عرصه سیاست و این است تاکید عمیق بر اینکه سیاست عین دیانت است .
البته این سخن به معنای نفی مفهوم تخصص و صلاحیت علمی نیست بلکه به زعم ما صلاحیت آکادمیک مادون شان شناخت سیاسی است .
اکنون شاید فضا فراهم گردیده باشد تا سخنان فوق را در عرصه عمل و در گذشت زمان ، در بوته نقد مجلس ششم و هفتم قرار دهیم تا با مثال ها و مصادیق مفهوم روشن تر گردد و اشتباهات گذشته در تفسیر این مفاهیم نیز مجلس ششم در فضای شکل پذیرفت که می توانست با استفاده از ظرفیت های قانون اساسی بهار سیاسی کشور به سوی شکوفایی بهتر رهنمون سازد .
تصمیم به حضور در انتخابات و نگاهی خرد ورزانه به حق و تکلیف رای دادن و در مرحله دوم داشتن معیار و میزانی صحیح ، جان مایة نگاه آگاهانه به سرنوشت سیاسی خود و کشور است . بی گمان انتخابات مجلس با توجه به جایگاه قانون گذاری و تصمیم سازی این نهاد حساسیت کار را دو چندان خواهد نمود .
اما معیار ها کدامند ؟
ارزش و ارزش ها ، مبنای تصمیم گیری در این زمینه است ، ارزشی بودن از سویی ریشه در صلاحیت فردی مومنانه کاندیدا ها دارد و از سوی دیگر تعمیم این نگاه خدا باورانه به زندگی اجتماعی انسان است . ارزش بودن افراد با توجه در معرض ریزش و رویش بودن این صفت باید در تداوم مسیر حرکت فرد به اثبات در آید . اینکه امام (ره) میزان را حال افراد می دانند به این نکته اشاره دارد که ارزشی بودن صفتی پایا نیست که همواره عطف به ما سبق گردد .
دانش ، نیز به مانند ارزش نیازمند تعریفی کامل و جامع است . از دانش به شناخت مراد می کنیم و نوعی اجتهاد سیاسی ؛ دانش پلی است بین اجتهاد دینی بر مبنای اصول کتاب و سنت در عرصه نظر و عمل اخلاقی در عرصه سیاست و این است تاکید عمیق بر اینکه سیاست عین دیانت است .
البته این سخن به معنای نفی مفهوم تخصص و صلاحیت علمی نیست بلکه به زعم ما صلاحیت آکادمیک مادون شان شناخت سیاسی است .
اکنون شاید فضا فراهم گردیده باشد تا سخنان فوق را در عرصه عمل و در گذشت زمان ، در بوته نقد مجلس ششم و هفتم قرار دهیم تا با مثال ها و مصادیق مفهوم روشن تر گردد و اشتباهات گذشته در تفسیر این مفاهیم نیز مجلس ششم در فضای شکل پذیرفت که می توانست با استفاده از ظرفیت های قانون اساسی بهار سیاسی کشور به سوی شکوفایی بهتر رهنمون سازد .
.
گفته می شود اصلاح طلبان به احتمال زیاد دکتر محمود نیلی ، غلامحسین مجذوبی از اساتید فنی و مهندسی دانشگاه را معرفی خواهند نمود وآقای حسنی حلم نیز به عنوان کاندید مستقل پا به عرصه نهاده است .
در طیف اصولگرایان نیز همچنان رایزنی ها جهت انتخاب دو نفر از میان آقایان مسگریان ، سید کاظم حجازی ، اکبر نظری و حاج بابایی ادامه دارد و با توجه به مخالفت های برخی نیرو های اصولگرا با شخص حمید رضا حاج بابایی مشخص نیست که اجماع شکل پذیرد یا خیر ؟
از سوی دیگر دکتر کارخانه ای نماینده دیگر همدان از حوزه تهران کاندیدا خواهند شد هر چند گفته می شود از آن حوزه نیز انصراف خواهد داد .
در پی ارسال نامه محرمانه با عنوان (( بررسی تطبیقی عملکرد این مدیریت با شاخصه های اصولگرایی )) به ریاست دانشگاه ایشان در اقدامی عجیب آن را منتشر کرد متن کامل این نامه در زیر آمده است:
جناب آقای دکتر خزایی
ریاست محترم دانشگاه بوعلی سینا
مدتها بود در نظر داشتیم فارغ از از جنجال های طول ترم، از منظر و زاویه دید خودمان گزارشی از وضعیت دانشگاه در برخی بخش ها خدمتتان عرضه بداریم تا شاید بر عمق نگاه واقع بینانه جنابعالی به مسائل دانشگاه بیفزائیم . هرچند می دانیم این موضوع نیز به مانند دیگر گفته ها و نوشته ها به مزاج شما خوش نمی آید زیرا که سبک و سیاق این گزارش با مدح و ثنای تشکل نور چشمی در تضاد است و نیز این مسائل را بارها و بارها در نهان و آشکار بیان کرده ایم و صدالبته که کمتر نتیجه و اثری از آن یافته ایم مطالباتی که همان خواسته های مقام معظم رهبری از ما و شماست. همان مطالباتی که به جهت مغفول ماندنشان ، حضرت آقا اجازه دیدار به شما و همکارانتان در سایر دانشگاهها را ندادند و از شما خواستند که به این دیدارها بعنوان نمایش ننگرید.
ادامه مطلب
مقام معظم رهبری(حفظه ا... ) :

]نمایینده مردم باید[ دلسوز مردم باشد و برای آنها کار و فکر کند. نامزدهای انتخابات مراقب باشند خود را وامدار ثروتمندان و قدرتمندان و امثال این ها نکنند. اگر کسی وامدار دستگاه ها و اشخاص و وامدار پول و قدرت شد، دیگر نمی تواند برای مردم دلسوزی کند . پس دلسوزی هم یک شرط بزرگ است. شرط دیگر این است که نماینده مردم باید شجاع باشد . این ملت ، ملت شجاع است و آزاده ای است؛ ملتی است که تهدید قدرتهای متکبر جهانی او را به عقب نمی نشاند ، بنابراین نماینده تو هم باید شجاع باشد و نترسد.

پایدار حق
حقیقت آخرین چیزی است که بشر در مقام کلی خویش به آن خواهد رسید و بنابراین ، ))حکومت حق))که بر مطلق عدل بنا شده، آخرین حکومتی است که در سیاره زمین بر پا خواهد شد. همه تحولات تاریخی در حیات بشر ))در انتظار موعود(( صورت گرفته است، چه بدانند و چه ندانند. اگر بشر ))تصویری فطری(( از غایت آفرینش خویش نداشت، هرگز با وضع موجود مخالفتی نمی کرد و نیاز به تحول یک بار برای همیشه در وجودش می مرد. اما هرگز بشر به وضع موجود رضا نمی شود و به آنچه دارد بسنده نمی کند،آیه (( یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملا قیه )) تاویلی دارد و آن اینکه غایت تلاش انسان(( لقای حقیقت )) است . پیامبران بزرگ همواره در اعصار جاهلی مبعوث گشته اند واین نه فقط به آن علت است که در عصر جاهلیت ، بشر مستغرق در ظلمات بیش تر نیاز به هدایت دارد، بلکه به این علت است که در صیرورت تاریخی حیات بشر این قاعده کلی وجود دارد که انسان تا گرفتار عصری از جاهلیت نشود قابلیت هدایت نمی یابد و اصلآ حکمت وجود شیطان در قصه آفرییش آدم در همین جاست که اگر شیطان نمی بود که انسان را از بهشت حقیقت مثالی وجود خویش به زیر آورد ، او قابلیت (( توبه)) پیدا نمی کرد. (( انا ا... و انا الیه راجعون )) دایره کاملی است که عالم هستی را معنا می کند . تلاشی که این انسان بر مهبط خویش برای رجعت به حقیقت وجود خود می کند مجموع تحولات تاریخی است که از حجت اول تا حجت آخر روی می دهد.
از رنسانس به این سو که آخرین عصر جاهلیت بشر آغاز شده ، حیات تاریخی اقوام انسانی در سراسر سیاره به یکدیگر ارتباط پبدا کرده است تا بشر در حیثیت کلی خویش مصداق محقق بیابد و اگر تحولی روی می دهد برای همه بشریت یکجا اتفاق بیفتد . در این آخرین عصر جاهلیت است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش از اسمان معنوی هبوط خواهد کرد (( که کرده است )) و در همین عصر است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش )) توبه(( خواهد کرد، که با پیروزی انقلاب اسلامی درایران (( که ام القرای معنوی سیاره زمین است )) این عصر نیز اغاز شده و می رود تا بالتمام همه زمین و همه بشریت را فراگیرد.
روشنفکران و طبل های تو خالی !!!
روشنفکران این مرز و بوم اگر چه از همان آغاز ایمان به قبله انتلکتوئل های قرن نوزدهم آورده اند اما هرگز حقیقتاً در تاریخ و تفکر غرب شرکت نیافته اند. آنها مقلدانی ظاهرگرا بیش نبوده اند و به عبارت بهتر، غرب زده بوده اند نه غربی. غرب زدگی تقلیدی ظاهری از احکام عملی انتلکتوئلیسم بیش نیست و این خاک اصلاً خاکی نیست که در آن روشنفکری پا بگیرد. از همان آغاز، انتلکتوئل های این مرز و بوم نقابدارانی پهلوان پنبه بیش نبوده اند؛ طبل هایی تو خالی، نه ماتریالیسم دیالکتیک ، نه مارکسیسم، نه لیبرالیسم، نه نیهیلیسم ، نه اتمیسم منطقی ، نه حتی ناسیو نالیسم. روشنفکران این مُلک،خمیازه کشانی مفلوک بیش نبوده اند و این شجره ریشه در خاک ندارد و به فوتی بند است که هیچ، حتی ستبر نیز نمی نماید خود را. نکبت و فلاکت، تقدیر تاریخی آنهاست و خود نیز این فلک زدگی را خیلی خوب در یافته اند. روشنفکر در مغرب زمین با وابستگی به ایدئولوژی های سیاسی و اراده به قدرت موجودیت می یابد و بنابراین، سیاسی بودن در آنجا جزء روشنفکری است. اما در اینجا روشنفکران مفلوک بدشانسی آورده اند و در خاکی روییده اند که مردم آنها را نمی فهمند، چرا که تاریخ در خطه اصلاً تابع دین است نه ایدئولوژی های سیاسی
بالأخره، اگر چه رهبری تاریخی این خطه با رهبران دینی است، اما ضرورتاً با اشاعه تمدن غرب و ارزش های ملازم با آن در سراسر جهان، در حد واسط بین تفکر اصولی دینی و تفکر متدیکِ رسمی، گروهی از انسان ها واقع خواهند شد که نامشان را هر چه بگذاریم، روشنفکر یا غیر روشنفکر، وظیفه تاریخی آنها دفاع از شریعت و انحلال تفکر متدیک غربی در آن است. روشنفکران این مرز و بوم، اگر صداقت داشته باشند و شجاعتی که با آن به غرب و شرق و عُجب و کبر ملازم با روشنفکری پشت کنند، آنگاه همچون مرحوم جلال آل احمد و شهید دکتر شریعتی خواهند توانست هویت تاریخی خویش را باز یابند و از عهده انجام وظیفه ای که در خور آنهاست بر آیند.
عصر جاهلیت مدرن و نظریه ترقی
آقایان! این عصری که شما سنگ آن را به سینه می زنید یکی از اعصار جاهلیت است و تفاوت آن با دیگر اعصار جاهلی در آنجاست که این بار جاهلیت را تئوریزه کرده اند و به آن صورتی عملی بخشیده اند. این عصر، چه قبول بکنید و چه نکنید، عصر خرافات است و ما مأمور به مبارزه با این خرافه گرایی مدرن هستیم و یکی از بزرگترین خرافه های رایج در این عصر، ))نظریه ترقی )) است. نظریه ترقی به این فرض که ارتقای تاریخی انسان سیری خطی دارد بنا شده است و از لفظ ))ارتقا(( نیز صرفاً ملاحظات مادی و حیوانی زندگی بشر را مراد کرده اند، حال آنکه تکامل و تعالی انسان درارتقای مادی، ولنگاری و رفاه بیش تر نیست. کمال انسان در قرب خداست و این قرب، خلاف تصور آقایان، با قناعت بیش تر ملازمه دارد تا اسراف در مصرف و تمتع دیوانه وار. ما کمال بشر را در تکنولوژی پُست مدرن نمی جوییم تا برای دستیابی بدان، خود را به غرب و شرق تسلیم کنیم و البته از جانبی دیگر، معتقدیم که می توان تکنولوژی را در یک نظام هدایتی مناسب به استخدام کشید .
چون طبع روزگار همواره برین نمط بودی که هیچ درنگ نکردی ، ترم الماض نیز همچون تروم الماضیه در شدی، لکن در این میان وقایعی همقران با اتفاق افتاد که در این مقال قصد بر ذکر آنان بودی:
اول : فی الیوم x من البرج y مفتی اعظم مکتب جامع بین المعقول و المنقول و المشهود مولانا و مقتدانا، اکابر و نهایت علم الکیمیا، محمد بن زکریای ثامن، دکتر اردشیر خزائی (مده ظله) چهار تن از نوباوگان را طی فتوایی به مقام مستشاریه بار داری که نام آنها چنین بودی ؛ شیخ الفقها و المحدثین عبدا.. المرادی، خاتم المجتهدین ، المدرسین سجاد الریحانی ، صوفی صافی، غریق بحر مداحی امام مهدی قلی الراشد و شیخ الطایفه و عارف واصل همو که نامش سنت ابراهیمی زنده کردی، بیت ا... البرقراری.
لکن چون در این فتوا مفتی اعظم به منازعات بین اهل حدیث و صوفیان توجه ننموده بودی، شیخ الفقها و خاتم المجتهدین سخت برآشفتی که ما را با این قوم زندیق، چه کار است ؟ ما را با کسانی که قائل به وحدت بین مطالبه گری و پاچه خواری هستند، چه کار است ؟
چو احوالات بر ین منهج گذشتی آنان بر آن شدی که عطا این منسب را به لقایش واگذار کردی و از قبول این سمت سرباز زدی و با این عمل مورد خشم مفتی اعظم قرار گرفتی!
دوم: فی الیوم M من البرج N برخی از نوباوگان محفلی انسی ترتیب دادندی که طی آن مفتی اعظم و دیگر شیوخ مکتب دستی بر سر نوباوگان مشغول به تحصیل فضل در مکتب بکشی و آنان را مورد تلطف قرار دهی، نوباوگان که در سنه گذشته از هجر و دوری آنان سخت مهجور بودندی از دیدار آنان چنان مست شدی که دیگر از خود هیچ خبر بودی در این میان عده ای ست به بدمستی زدی و شروع به سخن گفتن با اکابر و اعاظم مکتب کردی و آنچنان با هیجان و شور سخنراندی که جمله جمع را وقت خوش گشتی و شروع به سماع(رقص عارفانه) کردی ، لکن از آنجا که مفتی اعظم سخت به احکام شرع ملتزم بودی بر آشفت و هر چه سعی کردی تا مانع این عمل قبیح شوی توفیقی حاصل نکردی ، ناچار مجلس را که دیگر در ناکجا آباد در حال سیر بود ترک گفتی.
سوم : فی الیوم P من البرج P مفتی اعظم برای خوشنود کردن قلب بعضی از رجال سیاست مملکت دست به کار خلق الساعه ای زدی و آن این بودی که رئیس مکتبچه علوم معقول و منقول، اعدل العدلا دکتر حاج عزیزی را طی فتوایی از ریاست مکتبچه معزول کردی و اقول الاقویا، معلم الهرکول و المدرس الرستم دکتر شعبانی (مد ظله) را به جای او نشاندی و این همان میرزایی بودی که پس از اینکه شیخنا الخزایی به ریاست مکتب رسیدی از منصب وزارت معزول گشته بودی و به سبب این عمل مغضوب بعضی از رجال دیوانی شدی.
چهارم:در آن هنگام که غالب نوباوگان سخت مشغول آمادگی برای قتال با میرزاهای مکتب می شدی برخی از این جماعت مجاهد که از اوضاع واحوال مکتب زیاد خرسند نبودی بر آن شدندی که رساله ای در کمال اختفا به مفتی اعظم مرسول دارندی و در آن به بعضی از معضلات مکتب مانند اینکه چرا احوالات این مکتب بر این منهج بودی که علف خشکی نیز از برای منتقدین و دلسوزان خورد نمی شوی و تمام توجه ها و صله های واصله ازآن شعرای اهل مدح و ثناست، چرا در این مکتب هرکس خواستار حقی از حقوق ضایع شده ی خود، شدی او را طی فتوایی مرتدد خواندی و از جرگه اهل ایمان بیرون راندی و به دیار زنادقه ملحق ساختی و ... . این رساله که در کمال اختفاء نگاشته و مرسول شده بودی ناگهان از سر بازار خبر شدی و همگان از او مطلع شدی، بعد از کمی تفتیش معلوم شدی که این رساله توسط خود مفتی اعظم شاهد بازاری شدی و ایشان از این رساله سخت آشفته بودی و مدام اعلام داشعتی که من این کار به دیوان به پیش قاضی برم و در حق شما کاری کنم که ثلاثه العام (سه سال) در حبس به سر برین ....
پنچم : فی حواشی یوماً اسمه یوم النوباوه (روز دانشجو) برخی از نوباوگان که همیشه سعی وافر در ایجاد شور و هیجان در مکتب مبذول داشتی و در این عمل دستی قوی داشتندی، شروع به راه اندازی محافل بزمی در سطح مکتبچه ها کردندی و امروز مکتبچه مزروعه را غرق سرور کردی و فردا مکتبچه حیل را و این کار خود را خدمتی بس عظیم در حق نوباوگان حساب آوردی و دمادم گفتی که ما حقوق شما را از این قوم رئیس ستدیم.

